تبليغاتX
دختری مثل هیچ کس

ودختري كه به زندگي مي انديشد....

حیف شد! خیلی!


از موقعی زندگیمو یادمه که دیگه جذابیتی نداشته. تمام اتفاق های جالب زندگیمو

یادم نیست. یادم نیست اولین بار کی راه رفتم، کی حرف زدم، چند وقتم بود که

اولین بارون زندگیم اومد، اولین بار کی دعوام شده و با کی؟

.

و کی برای اولین بار زبونم رو گاز گرفتم!

بدبختی نوشت: من موندم و کلی جزوه و کتاب نخونده چه دوران پر استرسیه وقتی

 که میدونی دیگه همه چی داره تموم میشه و امروز لیوان زندگیم پر از استرس بود

خوردنی نوشت: چقدر روحم شاد میشه وقتی قره قوروت میخورم

و چه لذت بخش تر از اینکه سوپ رو با نوشابه و خیار را با چای و پفک را با کیک

روحمان داره برک میزنه و معده مان بندری 

فصل نوشت : فصل مورد علاقه من شروع شد

سلام زمستون

سلام عشق من ِ سلام بارون ِ سلام هوای سرد

و من چرا هنوز با واژه پالتو گنگم شاید هنوز هوا سرد نشده

+ تاريخ 89/10/07ساعت نويسنده نخودچی خانوم |

ممکنه

غیر ممکنه

ممکنه

غیر ممکنه

ممکنه

غیر ممکنه

ممکنه

غیر ممکنه

ممکنه

غیر ممکنه

ممکنه

غیر ممکنه

ممکنه

.

.

.

نگفتم ؟ میدونستم که عدد 13 برام شانس داره.

+ تاريخ 89/06/24ساعت نويسنده نخودچی خانوم |

حرفی میزنیم که جاش نیس

کاری میکنیم که جاش نیس

توقعاتی داریم که بی جاست

حالا جای اینا کجاست ، خدا عالمه !

 حتی خدا هم سر جاش نیس این روزا



+ تاريخ 89/06/06ساعت نويسنده نخودچی خانوم |

از بچگی خیلی سعی می کردم بتونم اینا رو با تواشیحی که تلویزیون پخش می کرد همراهی کنم. ولی بیشتر آواشو بلد بودم!
اما هنوزم که هنوزه این بهترین صداییه که این روزها می شنوم!
.
.
.
نسئلک یا من هو الله الذی لا إله إلا هو الرحمن الرحیم الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار
المتکبر الخالق البارئ المصور الغفار القهار الوهاب الرزاق الفتاح العلیم
القابض الباسط الخافض الرافع المعز المذل السمیع البصیر الحکم العدل
اللطیف الخبیر
الحلیم العظیم
الغفور الشکور
العلی الکبیر الحفیظ المقیت
الحسیب الجلیل
الکریم الرقیب
المجیب الواسع
الحکیم الودود المجید الباعث الشهید
الحق الوکیل
القوی المتین
الولی الحمید
المحصی المبدئ المعید
المحیی الممیت
الحی القیوم
الواجد الماجد الواحد الصمد القادر المقتدر المقدم المؤخر الأول الآخر
الظاهر الباطن الوالی المتعالی البر التواب المنتقم العفو الرءوف مالک الملک ذو الجلال والإکرام
المقسط الجامع الغنی المغنی المعطی المانع الضار
النافع النور الهادی البدیع الباقی
الوارث الرشید
الصبور الذی لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر
اللهم صلّ افضل صلاة على اسعد مخلوقاتك سيدّنا محمد و على آله وصحبه و سلّم عدد معلوماتك و مداد كلماتك كلّما ذكرك الذاكرون و غفل عن ذكره الغافلون
.
التماس دعا
پی نوشت1: به فرشته عزیزم فوت مادر بزرگ مهربونشو تسلیت میگم حتما که جاشون تو بهشته که تو همچین ماهی فوت شدن تسلیت منو بپذیر گلم
پی نوشت 2: قالب رو هم عوض کردم بنا به درخواست دوستام
پی نوشت 3 :من چرا هی فونتام تغییر میکنه ؟؟؟ خودمم گیجم تو این فایر فاکس هیچ غلطی نمیشه کرد
پی نوشت 4: ربنای شجریان رو هم ممنوع کردن !!!! ینی شاید من فقط پای تی وی میشستم تا فقط این ربنا رو بشنوم کلی نوستالژی  داشت . درود بر استاد شجریان که حتی صدای دعا خوندنش هم میتونه ستونهای ر*ژیم رو به لرزه در بیاره
پی نوشت 5: نداریم
+ تاريخ 89/05/23ساعت نويسنده نخودچی خانوم |

به این میگن سردرگمی
به این که نمی دونی چه غلطی می خوای بکنی!
مدیا پلیر رو باز می کنم و سوسن دیهیم میذارم، هنوز یه تـِـرَک تموم نشده می گردم دنبال یه آلبوم دیگه. میرم سمت فولدرهایی که خیلی وقته گوش ندادم. عزیزا مصطفی زاده. یه کتاب میگیرم دستم. هنوز یک صفحه نخونده دوباره میرم سمت مدیا پلیر. دلم یه آهنگ هیجان انگیز می خواد. می گردم. چشمامو می بندم و موس رو می برم روی یه فولدر و کلیک می کنم. به خودم قول میدم که دیگه عوضش نکنم. «خورشید آرزوی همایون شجریان»
دوباره کتاب رو می گیرم دستم! صفحه ی دوم رو می خونم. حوصلشو ندارم. «سمفونی مردگان» توی زندگی من طلسم شده. تا حالا ده بار، 30 صفحه ی اول رو خوندم و گذاشتمش کنار و دو ماه بعد دوباره اومدم سراغش. میرم سراغ یک کتاب دیگه. «سرزمین گوجه های سبز» تا بازش می کنم یادداشت اولین صفحش میاد جلوی چشمم:
به بهانه ی تولد
به غزل عزیز
که بهترین ِ بهترین بود
هست و احتمالاً خواهد بود!
کتاب رو می بندم. چشمامو می بندم و مدیا پلیر رو هم.
یه کاغذ سفید میذارم جلوی روم. یه خودکار آبی. نه، عوضش می کنم. مشکی، نه! مداد نوکی. می چرخونم توی دستم. یک دقیقه، دو دقیقه، ده دقیقه! می نویسم:
غزل! چه غلطی داری می کنی؟!


+ تاريخ 89/05/14ساعت نويسنده نخودچی خانوم |