نمیدونم من اینقدر بی احساس شدم یا واقعا دوباره بی احساس شدم نمیدونم از کجا شروع کنم واقعا بخوام همه شو بگم یا خودم میترکم یا وبلاگم اما نه...! این وبلاگ تنها دارایی من از این دنیای به این بزرگه! تنها چیزی که به نام منه ! تنها چیزی که من کلی حرفای دلمو توش نوشتم ، تنها چیزیه که نزاشت حرفام تو دلم تلمبار بشه و سِقط بشم اسم لینکه وبلاگم تنها عاشقه اما کی تنها عاشق میشم خدا میدونه ! من اصلا نمیدونم قراعتی چی کاره هست که معاون اولش اومده گروپی تلپ شد تو دانشگاه ما به عنوان رییس دانشگاه بدبختی اینجاس که قراره چادر رو اجباری کنه من: ( بعد از کلی وایسادن و معطلی....) سلام خانوم ، ببخشید مزاحم اوقات شریفتون شدم خانومه: خواهش میکنم عزیزم ...( وااای چه حس قشنگی بهم دست داده من: خانوم مهربان خانومه: واسه کجا ؟ من: واسه سر قبر اقا شجاع خانومه: ( با این حالت...) من: نخیرم ... خودت مرض بگیری خانومه: شوهر کردی ؟ من : خاک تو سر بی ارضم ، نه خانوم خانومه: اگه مرض نداری باید شوهر کنی من: منم با این حالت( حالا شوهر کجا بوده و هست الله و العلم... به این نتیجه رسیدیم که باید ۲ سال دیگه این دهات کوره رو تحمل کنیم یکیشون حکم تخته پاک کن را دارد ان یکی به همراه اون یکی میاید و چپ چپ فقط نگاه میکند که کسی به برادرش چپ نگاه نکند. ان یکی دم در ساختمان مینشیند و هی به این و ان میخندد نمیدانم خل است یا دیوانه هر چی هست بامزه است حتما دوستان خل خود را میبیند و با هم جک میگویند و میخندند این بود انشا ما خدایی این دانشگاه ما هم چه باکلاس شده هااا ( ما که توش بودیم این همه پیشرفته نبود ( هی جوونی
، چون خیــــــــلی وقته که اپ نکردم البته عذاب وجدان هم ندارماا چون سرم شلوغ بود( دانشگاه ،....
،....
و ......
) ولی الان خوشالم که دوباره اومدم تو وبلاگمو دارم مینویسم، واسه دل خودم و نه واسه چیزه دیگه ای .
از اون جهت هم که من جون دوستم سعی میکنم که وبلاگم بترکه !
( توام چقد الان ناراحت شدی
)( بترکی
).از خدای عزیزم ممنونم که تو این مدت که ننوشتم واسم چیزهای خوبی رقم زد .از خدا ممنونم که پا به پای من تو همه شرایطم بود . خیلی وقتها خوشالم کرد و خیلی وقتها هم ناراحت ! طوری شده بود که باهاش قهر کردم و باهاش حرف نزدم ولی نتونستم دووم بیارم و باهاش اشتی کردم که بعدش فهمیدم که به صلاحم بوده که اونطور بشه . من تو مدتی که وبلاگ می نوشتم هیچ وقت پست تشکر نداده بودم ولی الان دارم میدم چون واقعا تمام تک تک لحظه هامو مدیونش هستم و امیدوارم که بنده خوبی براش باشمو اونم کمکم کنه که به ارزوم برسم ![]()
اما از خدا میخوام که اینطور نشه ! بابا بدبختیه
منم همیشه تو زندگیم دنبال ارامش بودمو هیچ وقت دنبال دردسر نبودم
. تو دانشگاهم کلی خبرهای جدید شده از جمله :
رییس دانشگاهمون به طرز مرموزی عوض شد
اصلا نفهمیدیم کی تصمیم گرفت بره ، کی رفت ، و کی جانشینش اومد ، هر چی هست خوش امد ،
نمیدونم این از چه نوع صیقه ای هستش شاید متکلم وحده یا .... از نوع صیغه مزدوجی
به هر حال من تصمیم نهاییمو گرفتم قراره امسال بازم کنکور شرکت کنم
هر داهات کوره ای شده برم تا چادر نزارم
شرایط مهمان و انتقالی هم که به این راحتی نیس که! هفته پیش رفتم که مهمان بگیرم واسه دانشگاه کرج، رفتم سمت اطاق اموزش ![]()
معلومه که مهربونه پس تا میتونم سوالامو میپرسم که دیگه جای سوالی واسم نمونه
!)
میخواسم انتقالی بگیرم
واسه کرج...
نه ه ه ه ه..... اونجا به این راحتی نمیدن چته حالا ؟ مرضی چیزی داری ؟
( استغفراله ...هی میخوام ایندفه دخمل خوفی باشم حرفای بدی نزنم مگه میزارن
هی خون مارو کثیف میکنن
)
باید شوهر کنم مگه؟![]()
![]()
) .... باشه خانوم من فردا میام انتقالیمو میگیرم ![]()
البته دانشگاه ما کلاس دارد و به خاطر همین خیلی با کلاس است . در دانشگاه ما ، ما به جای بابای مدرسه مامان مدرسه داریم و دوستش هم میداریم ، مامان دانشگاه ما همه جا را تمیس میکند و ما به او خسته نباشید میگوییم. او دارای چندیییییییییییین فرزند پسر است که هر کدام وظیفه ای را دارا هستن:![]()
))تازه کلی تلنولوژی توش اومده که نمیگم دلت اب شه
+
نوشته شده در 86/08/25ساعت 0:16 توسط غزل


گفتمش بي تو چه ميبايد کرد ؟ عکس رخساره ي ماهش را داد ...
گفتمش همدم شبهايم کو ؟ تاري اززلف سياهش راداد ...
وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد ...
يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد ..!!!
+
نوشته شده در 86/06/12ساعت 12:47 توسط غزل
|

اعصاب ندارما تو پرو پام پيچ ميچ نخور بد اخلاق شدم ؟ سر در وبلاگ و نخوندي ؟؟ پست قبلي پاك شد !!!!!!!!!!! به مین سادگی به همین خوشمزگی اخه چرا ؟ اصولا دست گل به اب دادن يه كاره عادي واسه من ، اصلا اگه يه روز دسته گل به رودخونه ندم شبم روز نميشه كه من خاك بر سر اومده بودم يه صفايي به اينجا بدم( قالب و داري (مامانی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی چقد لوس اينقد از اين دختراي لوس بدم مياد نمیدونم چرا حسم کور شد تو هم داری باهام گریه میکنی ؟ نه گلیه نکن اگرم که گریه ای که داری میکنی هیچ ربطی به پاک شدن مطلب من نداره در اون صورت باید بگم که :فک کنم شما نشتی پیدا کردی حتما به یه سازمانی خودتو معرفی کن ولی واقعا که حیف اخه من تا کی هی باید افسوس بخورم یکیش مثل امروز ، رفتم امتحان بدم که دوباره برم زبانمو ادامه بدم اخه یه ۳ ترمی مونده تا تافل رو بگیرم منم به خاطر اینکه کلاسای دانشگام تداخل پیدا کرده بود با کلاس زبانم منم یه ۲ ترمی پیچوندمش البته اخرش تو پیچش گیر کردم ا..ا..ا...ا... این که همون دختر شیطونس ( حالا خودش ابلیسه ها بعد به من میگه شیطون اماده ....... اماده.......... میخوام عکس بگیرم یخورده نزدیک تر ........... ساغر جان دوستانه تر وایسا ............ علی تکون نخور ...... غزل یکم بیشتر بچسب فک کنم تو اون لحظه داشتم میرفتم تو دهن یارو از بس بهش چسبیده بودم چه میکنه این چسب رازی همه رازی ..................................................................................................از چسب رازی (پیام بازرگانی بچه ها اماده ايد همه با هم بگيد سييييييييييييييييييييييب ( یعنی این مدلی بعد من اون وسط گفتم هلو ( این مدلی ديكش دست به گيرنده هاتون نزنيد اين صداي دوربين بود مثلا عكس گرفت اخیش عکس تموم شد حالا نوبت کرم ریختن منه بعد من میخاستم از یکی از بچه ها عكس بگیرم اسکلش کنیم ولی نمیدونم قضای الهی چی بود که اون وسط یکی از بچه ها پیداش شد گفت منم هستم از منم بگیر وااااااااااااای حالا چی کار کنم بلاخره گرفتم ( صدای گوزو بلد نیستم خواهشا صدا دار باشه چون هر چي صداش كمتر بوش بيشتره همه قیافه ها خندون این مدلی نتیجه اخلاقی : هیچ وقت سعی نکن کسی رو اسکل کنی چون خدا میزنه تو کمرت ولی خیلی کیف دادا خودم که بعدش کلی خندیدم اخه خیلی چسبید اينم ماجراي اون روز كدوم روز ؟؟ ميخوام از اين به بعد اگه حالش بود شعر معرم بنويسم هرچند من از اين شعراي عشقولانه خوشم نميات چون چندشم ميشه و از اون جهت كه اصلا نظر من مهم نيس و نظر تو هم مهم نيس پس شعر ميزارم میدونم همتون عاشق این عشقولانه هایید خـــــــــ ــــیا ل نــــ ــــ ــــا مه امشب به سرزمین خود سفر کرده ام، و آمده ام که برگردم و در اخر : هر انسان يك هنرمند است و بزرگترين هنر او ، زندگي . ( نقطه سر خط ) ********** به تمام مخلوقات احترام خواهيم گذاشت انان كه نشانه عشق ما به پروردگارمان مي باشند پروردگاري كه ما را براي شادي جاوداني افريد پايان قرار امروز ![]()
تهديد هم ميكنم (ساكت باش ببينم )
![]()
![]()
![]()
![]()
) نمیدونم حواسم یوهو کوجا رفت کلیک کردم پست و پاک کردم
کلی توش احساس نهفته بود
کلی دوستام اومده بودن بهم به خاطر اومدنم تبریک گفتن
کلی کامنت خوشمل گذاشته بودید ولی چی شد اخرش
الهی دستت بشکنه
کلی از قبل گفتم ولی حالا پر
( زهر مار مرز كلي گرفتم )خلاصه كليييييييييييييييييييي چرت و پرت توش بود ![]()
)![]()
![]()
( ذلیل مرده نمیخوای همدردی کنی
) ![]()
حوصله سیل و بالا رفتن از درخت رو ندارمااا
گفته باشم![]()
![]()
اخه تا کی به خاطر زبون مثل زهر مارم باید چوب بخورم (فش که ندادم خوب زبونم مهره مار داره دیه
) مهره مار چه ربطي به زهر مار داره من موندم كي تورو دانشگاه راه داده ![]()
چون دلم واسه دوستام تنگ شده بود و استادام ( اصل مطلب و درک کردی
)، منم رفتم امروز امتحان بدم با بچه ها که ۲ ترم FCE۱ و FCE2 رو نخونده جهشی بپرم FCE3
خدایش این استاده هوامو خیلی داشت
بچه ها از قبل باهاش صحبت کردن که اقا این غزل داره میاد راه رو باز کنید
شتر بکشید
دروازه را هم باز کنید
اونم اول نمیدونست غزل منم اخه اسممو هنوز نمیدونست ولی یه جلسه موقع فاینال ترم پیش رفته بودم کلاسشون که همشم به بچه هاشون میرسوندم ، تا منو دید گفت :
) بعد منم اظهار بی اطلاعی کردم و گفتم :شیطووووووووووووون ( با همین غلیظی
) نه استاد اون من نبودم که تشابه قیافه ای شده
ولی خدایی خیلی بهم حال داد جلو چشمش گذاشت تغلب کنم
دید من دارم خیلی تلاش میکنم چشامو ریز و درشت میکنم
خدایی این تخلب هم کاره سختی هاا
بهم چشمک زد
گفت راحت باش
منم دیگه خیلی خودمو راحت کردم و داشتم با کله میرفتم تو ورقه یارو
اخرشم دوباره معرفت بازی در اوورد و ازمون مصاحبه نگرفت و رفت پیش مسئول موسسه و گفت اینا قبول شدن بزارید برن ترم بالا ( هنوز که برگه هارو صحیح نکرده که
)عجب پارتی کلفتی داشتم من خودم خبر نداشتم
عرق زحمت هم تو پیشانی من مانند حلقه ای اویزان بودندی
اخرشم خاک تو سر شیکمم کلی چیز میز توش چپوندم لامصب سیر نمیشد مثل بشکه بود
حالا اگه يكي ميخواست دنگ منو بده با يه چايي هم سير ميشد
بعد یکی از بچه ها که اسمشو گذاشتیم خانم شکارچی
( اخه همیشه دوربینش باهاشه هر چی میبینه عکس میگیره ، شکار لحظه میکنه
) گفت : ![]()
![]()
![]()
)
)
)![]()
تو گوشیم یه صدا دارم که صدای بلا نسبت ، روم به دیفال ، گلاب به روت
صدای قشنگ و شیوای گوزه
بعد من به اینو گذاشتم صدای فلش
اخه من با این پسره جور نیستم میترسم ناراحت شه و خر بیار و باقالی ببر ( تازه نامزدشم اوورده بود فک ککککککن خیلی بد میشد ، این مدلی بودم من
)
خودت در بیار با کیفیت بالا لطفا
)![]()
بعد این پسرو و نامزدش( یکی از دوستای منه) این طوری![]()
![]()
خدایا توبه ![]()
همون روز ديگه !!!![]()
![]()
بگیرش که اومت ![]()

آری برگردم به نیستی، به خیال ...
آخر سفر برای من وقت سفر اختیار کرده، باجبار
کوچ من با اسب غربت، غربت یعنی غارت، یعنی حقارت، یعنی جدایی برگ از شاخه ای (نه گل)،
غربت یعنی بستن و رستن و بر دوش کشیدن، رفتن و رفتن، تا به قربت رسیدن.
سایه های آرزو همسفرم بودند، سایه ی آرزو ها در تعقیب...
در پی آن فریاد می آمد. اسبی نبود، باد می آورد ...
دل من با دل تو در این دیار، هم قطار
یعنی من بوم و تو، نه من بودم و دست تو، پس من بودم و عشق تو، نـــه من بودم و تک گل رز،
آری تک گل رز.
در شهر خواب ما را تشنگی می کُشاند و می کشاند مان سوی سراب.
اما چیزی نــــاب!،
ستاره ی اقبال روز ها خود نمایی می کرد، ستاره ی بی ستاره ...
در خیال نامه خود در این خواب رفته ی شهر خواب ِ خراب، به جستجوی که می گشتم؟
پی خود؟!...شاید تو!!...شاید ما!!!
+
نوشته شده در 86/03/11ساعت 0:44 توسط غزل
|

سلام سلام شونصد تا سلام
چه خبرا ؟ خبراي خوب داريد يا بد ... بدو بدو بيا كه من كلي خبر خوب دارم ( بدو بدو بيا كه تموم شد
)
چند وقت من اپ نكردم يه 5-6 هفته اي ميشه فك كنم ايا ![]()
خوب علت داشتم ![]()
بابت كامنتاي خوشملتون هم ممون ممنون ممنون![]()
؛ اتفاقا به دوستام سر زدم ولي اونايي كه تازه اومدن وبلاگم متاسفانه وقت نكردم بهشون سر بزنم و از اونها هم ممنونم ![]()
راستش فقط و فقط دليل نوشتن من اين بود كه بيام يه خبري رو بگم چون ميدونم خيلي خوشال ميشيد( اره جون عمتون
) خوب بلاخره طلسم دانشگاه ما هم شكسته شد و من قبول شدم اونم رشته اي كه دوست داشتم ؛ حدس بزنيد تازه اونم جايي كه دوست داشتم هنوز خودم تو توهمم هر روز ميرم روزنامرو نگاه ميكنم ببينم صفري چيزي جا به جا نشده ![]()
مترجمي زبان ![]()
هووووووورررررااااااا
فردا هم ميخوام برم ثبت نام
خر كيفمااا ديگه خودمو كشتم به همه شيريني دادم توام اگه ميخواستي بايد ميومدي به من چه ![]()
خوب فيلا قول اپ كردن تند تند و بهتون نميدم منو ببخشيد ( نيست دارم ميرم دانشگاه با ادب شدم البته با ادب بودماا
)
البته كلي خبر خوب ديگه هم دارم يكي ديکشم اينكه دارم به زودي زود عمه ميشم ديگه فكر كنيد من چه حسي دارم![]()
اسم وبلاگم هم عوض میکنم به زودی زود ایشالا چون دیگه از کنکوری در اومدم
فيلا باي تا هاي ![]()
اينم شيوه خدافظي جديده منه ![]()
+
نوشته شده در 85/06/24ساعت 19:20 توسط غزل
|

سلام خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید ؟ خوب خدا رو شکر من که حالم زیاد خوب نیست , معلومه دیگه واسه چی کنکور چیزی ندارم برای گفتن تو این پست , تازه قرار بود دیروز اپ کنم ولی نتونستم میخوام یه 1 هفته ای ننویسم تا یکم اوضاع خوب بشه چون با این حالی که من دارم نه خاطره یادم میاد نه جوک نه چیزی دیگه ای تنها چیزی که یادم میاد الان بدبختیامه که باید دستمال کاغذی بگیرید و باهام گریه کنید اها یادم نبود نباید بخندم خوب واسم دعا کنید که ازاد رو نگندیده باشم چون در غیر اون صورت میخوام برم بالای برج میلاد سقوط ازاد حالا جای شکرش بود که من مثل بعضی از اونایی که قبول نشدن غش نکردم میدونید البته واسم مهم هم نبود ولی خیلی سوختم خیلی خیلی که وقتی رتبه ام رو دیدم به خودم گفتم خاک تو سرت غزل اگه یکم فقط یکم دیگه خونده بودی محال بود مجاز نشی ولی کم کاری کردم حالا میفهمم اینقدر مادرم میگفت بشین بخون بعدا پشیمون میشی یعنی چی !!! خوب بازم راضیم به خودش هر چی اون بخواد دو – سه روز دیگه یادم میره که دانشگاهی بوده و امتحانی داده بودم به خاطر همین یه هفته مرخصی با حقوق رد کنید بی زحمت به اونایی هم که مجاز شدن تبریک میگم بخیل نیستیم که خوب من برم بسوزم وبسازم یه خاطره بود تعریف میخواستم بکنم باشه برای بعد راستی این پست رو تقدیم میکنم واسه اونایی که عاشق مطالب سوزناکن اگر دیر به دیر میام سر میزنم ببخشید منو شاد باشید دانشگاهی باشید خرم باشید کلا میشه شدخ شدخ باشید شدخ باشید ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
( چه عرفانی) ![]()
![]()
![]()
!!!
![]()
نمیدونید که پشت این مطلب چه گیس و گیس کشیهایی بوده ![]()
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در 85/05/14ساعت 11:18 توسط غزل
|

سلام سلام دوست جونای خوبم خوبید ؟ خوشید ؟ دماغاتون چاغه ؟ دماغ چااااق واای ممنون از پیامهای تبریکتون واقعا خیلی خوشحال شدم ممنون که بهم تبریک گفتید بزارید یکم از تفلدم براتون بگم یه تفلد خوشمل یه عالمه هم کیک یییییی یادتونه اوال این پست حرف دماغ شد یاد دختر عمم افتادم دختره رفته دماغ مثل خورطوم فیلشو عمل کرده حالا خوبه بریم ببینیم دماغش از همون دفعه اولم خوشگل و تپل مپلتر شده یا مثلا دکتره به کل دماغشو بر داشته باشه خانم شما به علت داشتن دماغ اضافه بر سازمان و ندادن مالیات و جلوروی جاده رو مسدود کردیم اخ که چقدر حال میده اخه باید یه جوری فیس این دختره بخوابه شیطونه میگه یه سوزن بر دارم دارم میرم موقعی که ملچ و مولوچ ماچ بدیم بزنم بادش خالی شه , اخه میترسم بو همه جارو برداره اه اه اه , خودم میدونم دیگه خیلی چندش اور شدم دیگه حس و حال نوشتن نَ رَ م دیگه دماغ نوشتن ندارم میخوام یه دماغ دیگه بخرم چقدرم حس نداری الهی فدات شم نمیدونید که اینقدر این چند وقته سرم شلوغه از این ور کلاسم شروع شده از اونور دوستم از امریکا اومده الهی فداش شم وای چقدر امروز غیبت کردم خدایا منو ببخش راستی چرا عصر های جمعه اینقدر کسل کننده است ادم گوزشم بگیره حوصله نداره بده بیرون ممنون که اومدین به کلبه درویشی خودتون و چرندیات منو خوندید ( خیلی هم دلتون بخواد ایش ایش مثل همیشه هر چی ارزوی خوبه مال تو شاد باشید ![]()
![]()
![]()
![]()
یکی وسطش توت فرنگی بود
یکی دیگه روش کاکائو بود
کلی هم خامه دورو برش زده بودن
روشم نوشته بودن
Happy Birthday Ghazal از این جَلب مخفی بازیاا اینقدر از این سوسول بازیها بدم میاد
بعدش قبل از اینکه مهمونایی که دعوت کردیم بیان من هی میرفتم سر یخچال پیش کیکه مامانم هی بهم میگفت بیا اینور منم چششو دور دیدم اونی که توت فرنگی داشت رو انگشت زدم بعدش مامانم فهمید کتکم زد
مهمونامون که اومدن فکر کنید اون کیکه رو که اوردن مامانم گفت ببخشید این تو راه اینشکلی شده
کلی مهمون اومد و واسم بادکنکم باد کرده بودن مثل اینکه من تازه رفتم تو هفت سال
؛ از اینا چیه از این دیفال میزنن به اون دیفال
, از اونا هم زده بودن بعد هر کی هم میومد دستش یه عالمه کادو بود
هی من میرفتم رو میز میشستم کادو هارو اروم باز کنم دختر خالم میزد رو دستم
رفتم به مامانم گفتم ای جووونم ای ول کلی مهمون دعوت کردی با کادوهای خوشمل
من که اعصاب نداشتم که
, بعد موزیک گذاشتن خونه داشت سقفش میریخت منم هی سقفو نگا میکردم یه موقع ریخت در برم
, خلاصه رسید به کیک خوری اه دو ساعت حالا یکی میخواد واسم رقص چاقو بیاد منم
, دوستم بود و هی میومدم بگیرم هی میرفت دوباره دور میزد خاک تو سرش کلش میخوارید
حتما من باید سر کیسرو شل میکردم انگار عروسیه که رقص چاقو میان
, زیر میزی مامانم هی مومد بهم پول میداد ( رشوه به مامور دولت در حین انجام وظیفه
) یه نفرم که نمیرقصید این میومد نیم ساعت میرقصید کلی هم دور مور میزد تمام سوراخ سنبه های خونمون میرفت دور میزد
بعد میداد به اون یکی اون یکی میداد به یکی دیگه من کیک میخوام اللهی خدا ازشون نگذره من کادو میخوام
خلاصه هم کیک و خوردیم و هم کادو هارو باز کردیم و کلی چیزهای ناز و خشنگ و گوگولی که بهتون نمیگم چون دلتوناب میشه
21 مردادم تفلد یکی یدونه داداشمه که من زود زود بهش تبریک میگم داداشی گلم تفلدت مبارک
یه چیزی هم همین جا بگم از من توقع نداشته باش یه کادویی مثل مال خودت بیارمااا به همون جورابی که بهت میدم بسنده کن
و ما میخواستیم امروز مثلا عیادت ![]()
( به بچم لاتم شد مامانشششش
)![]()
کلی هم برنامه واسش ریختم قربونش برم
( پرو نشی هااا یه وقت
) بزارید یه کم از کلاسم بگم رفتم دیدم استاد دو ترم قبلمه اه فکر میکنه ما بچه مدرسه ای هستیم هی به ما مقش میده
میگه باید News پیدا کنیم منم از دیشب تا حالا اواره این سایت و اون سایت که یه لقمه نونی در بیارم اینقدر ازش بدم میااااد خدا ازش نگذره یه استاد جوونیه
کلاس ما 15 نفره 8 تا دختر 7 تا پسر حساب کردیم اگه هر کی از ما بره یکی رو بگیره سر یکیمون بی کلاه میمونه اخ نمیدونید که پسرامون یکی از یکی میمون تر
( دختره ندید بدید چته ؟
) حالا موندیم کی میخواد همچین فداکاری بکنه من یکی که زیر باز زور نمیرم اها یه دختره هست تو کلاسمون از یه جای فیل افتاده اونو باید گوز پیچش کنیم![]()
وای مصیبتا من چرا اینقدر دختر بدی شدم![]()
)
![]()
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در 85/05/06ساعت 23:52 توسط غزل
|
